ابراهيم عاملي ( موثق )
102
تفسير عاملي ( فارسي )
فرار كرد و بمكّه گريخت و مرتد شد ، اين آيه نازل شد « وَمَنْ يُشاقِقِ تا آخر » و سرنوشت او را معيّن كرد . ترجمه : اى پيغمبر 114 در راز اين نادرستان [ و نقشه ى شبانه شان ] هيچ سود نباشد مگر راز و سخن آنكس كه فرمان ببخشش كند و يا كار نيك و يا رازى گويند تا سازش ميان مردم دهند و هر كه براى رضاى خدا چنين كند ، پس آينده نيروى بزرگ به او دهيم 115 و آنكه دشمن پيغمبر شود زان پس كه راه راست براى او نمودار بود و بجز راه مسلمانان رود روى او را به آن سو كنيم كه خود خواسته [ و سر و كار او را با همان كنيم ] به آتش دوزخش بداريم كه بد سر انجامى است آن . سخن مفسّرين : « لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ » 114 طبرى : يعنى اى محمّد ، در بيشتر گفتگوى اينمردم كه براز سخن ميگويند خير نيست مگر در گفتار آن كسان كه امر به صدقه و كار نيك و اصلاح ميان مردم بنمايند كه خير و خوبى در اين دسته مردم است . ابو الفتوح نوشته : حق تعالى گفت : خيرى در ايشان نيست در آن حال كه با يكديگر راز ميگويند ، يا خيرى نيست در راز گفتن ايشان با يكديگر إلَّا كسى كه . . . . تنوير المقباس : يعنى نجوى در راز گفتن خويشاوندان طعمة بن ابيرق . « أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ » 114 تنوير المقباس : يعنى اصلاح كردن ميان طعمة بن ابيرق و زيد بن سمين ( كذا ) يهودى . « نُوَلِّه ما تَوَلَّى » 115 ابو الفتوح نوشته است : با او گذاريم آن را كه تولَّى كرده باشد ، يعنى او را با معبود خودش گذارم و با متبوع خود رها كنيم . « وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ » 115 ابو الفتوح نوشته است : جماعتى متكلَّمان در اصول الفقه و فقها به اين آيت استدلال كردند بر صحّت اجماع و آنكه اجماع حجّت است به آنكه گفتند خداى تعالى وعيد كرد بر اتّباع غير سبيل مؤمنان چنان كه بر مشاقّه ى رسول ( ص ) وعيد كرد بايد تا اتّباع سبيل مؤمنان واجب باشد چنان كه اتّباع رسول ( ص ) و ترك مشاقّه ى او و اين درست نيست از چند وجه : يكى آنكه آيه بر قول جمله مفسّران در